![]() |
![]() |
|
| عــــــــروس جاودانــــــــی دریـــــــــا |
|
امروز رفتیم هرمز.صبح یه کمی دریا خراب بود ولی خوب جون سالم بدر بردیم و خودمون و رسوندیم به فرش خاکی.عجب فرشی قلعه پرتغالی ها هم جای قشنگی بود.تو مسیر که میرفتیم یه آهوی خوشگل خاکستری رنگ دیدیم. سفرکوتاه خیلی خوبی بود.کاش همه میتونستن فرش و از نزدیک ببینن.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/09/29ساعت 17:29 توسط aln00sh |
|
|
ماهی همیشه تشنه ام عطر و خنده و ترانه می کند شنا ((فریدون مشیری)) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/09/24ساعت 18:56 توسط aln00sh |
|
|
امروز خونه ام.کار بی کار مگه تونستم بخوابم حالا هی دارم واسه خودم میچرخم و ذوق میکنم که تو خونه ام و فردا هم جمعست البته فردا رو دعوت شدیم آبگرم واسه ناهار یعنی باز از خواب خبری نیست. چقدر دلم میخواد برم مسافرت همه گرفتارن نمیتونن بیان باهام .به یکی از دوستام گفتم هنوز خبر نداده .دلم میخواد برم شیراز. برم یه فیلمی چیزی ببینم حداقل امروز و پای کامپیوتر نگذرونم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/09/21ساعت 10:51 توسط aln00sh |
|
|
امروز یکی از دوستام تماس گرفت و خبر داد که سه شنبه نمایش بزرگترین فرش ساحلی تو جزیره ی هرمزه.خیلی ذوق کردم هم به خاطر اینکه بالاخره جزیره ی هرمز و میبینم هم اینکه باید کار قشنگی باشه هم اینکه یه روز تعطیل با دوستا با هم باشیم خوش میگذره.هرکی این نزدیکیاست بیاد ضرر نمیکنه .چقدر الان اینجا هوا خوبه
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/09/14ساعت 14:52 توسط aln00sh |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 |
| پیوندها |
|
آست(روزمرگی) مامان حدیث(وخدایی که دراین نزدیکیست) امیر(حریق یادها) |
|
RSS
|