تبليغاتX
آلنــــــــــــوش - آلنوش،سال 88،لباس سفید عروسی!
عــــــــروس جاودانــــــــی دریـــــــــا

آخرین روز کاریه امسالم تموم شد رفت .کشو هارو ترو تمیز کردیم و کارارو تموم کردیم.آخر وقت مسئولمون به همه ی بچه ها کارت تبریک داد.رسید به من :

-اینم کارت خانوم غرغرو.انشاء الله سال خوبی داشته باشین.امیدوارم سال ۸۹ شمارو تو لباس سفید عروسی ببینیم

-چییییییی؟؟؟؟اشتباه شده امسال ۸۸ نه ۸۹!!!

-میدونم خانوم یعنی دیگه سال ۸۹ لباس و بپوشی

-بفرمایید کارت واسه خودتون این چه مدل دعا کردنه.یه اصلاحیه سال بزنین تا کارت و بگیرم.

-خدایا سال ۸۸ این خانوم و تو لباس عروسی ببینیم

-با اینکه اصلاْ قصد ازدواج ندارم ولی دعای خوبی بود .دستتونم واسه کارت درد نکنه

------------

من روزای قبل از عیدو خیلی دوس دارم.مخصوصاْ اگه بتونم صبا برم بازار.

ولی...

امسال مامانم و شیمولی کاری کردن که از هرچی روز قبل از عیده بیزار شدم.هر روز یه جارو به هم میریختن .آشپزخونه،کمدا،اتاقا،زیر تخت،بالای کمد،انباری...خونه تکونی خوبه ولی من میگم مگه آدم مجبوره همه ی کارارو پشت سر هم بدون استراحت انجام بده.من که اینارو میگم فوری میگن تو تنبلی هرروز از سر کار که برمیگشتم صورتاشون دیدنی بود به خدا.له بودن !مامانم که هر روز بالای سر یه کپه خرت و پرت نشسته بود انگار دور از جون بالا سر مرده نشسته !صورت نارااااحت،خسته و پشیمون از اینکه چرا اون قسمت و ریخته به هم (من میدونم پشیمون بود ،چیزی نمیگفت ولی تابلو بود)...

حالا همه ی کارارو کردن دوتایی و فقط مونده خرید وسایل سفره که فردا من میرم میخرم.میخواستم واسه شیمولی هم عیدی بخرم اما به دلیل عمل زشت آدم فروشی  تنبیهش میکنم.

 

انشاء الله سال ۸۸ واسه همه سال خوبی باشه .پر از سلامتی،مهربونی،پول،ازدواج(با دوام البته)،خوشبختی،عاقبت به خیری ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/28ساعت 22:56  توسط aln00sh |